مسئله اتمي ايران و رابطه آن با اسرائيل


رابطه مسئله اتمی ایران با جنگ و صلح با اسرائیل

پس از چند سال که موضوع هسته ای ایران گره خورده بود ظاهرا ً این گره دارد باز می شود.

ولی:

این گره چه بود؟

چرا ایجاد شد؟

چرا دارد باز می شود؟

به چه قیمتی ایجاد شد؟

به چه قیمتی باز می شود؟

آیا اساسا ً هسته ای شدن ایران مسئله اصلی بود؟

پس از انقلاب سال 1357  رژیم ایران دو جریان مهم قدرت در جهان ( فراماسیونری و صهیونیسم) را از قدرت در ایران انداخت و در نتیجه جنگی آشکار و نهان میان آنها درگیر شد.

در اولین اقدام آنها ( مخصوصا ً صهیونیست ها) عراق را به جنگ با ایران واداشتند و از این نظر آنها یک جنایتکار بزرگ بین المللی به حساب می آیند. زیرا باعث کشته شدن مستقیم چند صد هزارنفر و مرگ غیر مستقیم بسیاری دیگر و در کنار آن آوارگی، فقر و فلاکت مردمان این دو کشور شدند.

در واقع مجموعه جنایات صهیونیستها و اسرائیل  آنها را به بزرگترین جنایتکاران قرن بیستم تبدیل کرده است. و در همین اوایل قرن بیست و یکم نیز آنها رکورد دار جنایت در جهان هستند.

ایران بعد از بیشتر از یک قرن، وارد یک جنگ شد؛ آنهم جنگی که به زعم بسیاری سومین جنگ بزرگ قرن بیستم بود. ایران توانست از این جنگ جان بدر ببرد و حتی مجبور شد به نظامی گری روی بیاورد که تحولی بسیار اساسی در کشور ایجاد کرد.

آنچه مسلم است بسیاری از علوم  ابتدا در ارتش بکار می رود. در نتیجه ایران در بسیاری از علوم عملی و تکنیکی ناخواسته سر برآورد و البته در این راه گسترش علم در دانشگاهها چراغ راه و عصای دستش بود.

درگیری با اسرائیل که مرکز صهیونیسم جهانی بود برای ایران مشکلات مختلفی ایجاد می کرد که تنها یکی از آنها استفاده صهیونیستها از تمام قدرت تبلیغاتی اشان در تمام جهان بود تا چهره ای را که می خواستند از ایران به جهانیان عرضه بکنند.

چند چیز که باعث خشم اسرائیل و مستعمره اش آمریکا نسبت به ایران شد

1- فروش نفت به ارزهائی غیر از دلار.

2- دعوت عربستان و سایر کشورهای اسلامی به تاسیس بانک اسلامی که یکی از بزرگترین خطرها برای بانک های صهیونیستی بود. دلارهای کلان نفتی چنانچه  وارد بانک های صهیونیستی نمی شد بلکه برعکس وارد بانکی اسلامی می شد می توانست خطر تقویت مسلمانان بر علیه اسرائیل را حتمی بکند. پس اسرائیل تمام نیروی خود را بکار برد و با همان سلاح ِ بانک و گرو کشیدن پولهای شیوخ عرب آنها را به برده و مسلمان صهیونیست تبدیل کرد.

3- حمایت از فلسطین.

4- ایران همچنین سعی کرد تا با ایجاد بعضی معاملات نوعی نزدیکی و پیوند غیر قابل تفکیک با کشورهای مسلمان همسایه جنوبی برقرار کند. مثلا ً فروش آب رودخانه به بعضی کشورها که در نتیجه ایجاد هرگونه جنگی موجب قطع آب می گردید پس این خود دلیلی می شد که این کشورها از جنگ پرهیز بکنند. همچنین فروش گاز به کشورهائی دیگر و بعضی ازاین دست سیاست ها که برای غرب بسیار خطرناک می نمود زیرا آنها تمام قدرت، ثروت و درآمدشان از دشمنی این همسایگان با یکدیگر است. دوستی و اتحاد و رویهم گذاشتن نیروهای این مردمان قدرتی بزرگ ایجاد میکرد. در نتیجه با تمام قوا به این سیاست حمله کردند و تا کنون با ایجاد جنگ به اصطلاح اسلامی میان مسلمانان، موفق شده اند.

جنگ در تمامی کشورهای اطراف ایران، نظامی شدن ایران را تشدید و در واقع امری اجتناب ناپذیر کرد.

ایران برای سالیان با دفاع از فلسطین و برای سرنگونی اسرائیل خود را درگیر مسائل ومشکلات زیادی کرد. از جمله اینکه اسرائیل ِ صهیونیستی و کشورهای تحت سلطه اش ( تمام غرب و شیوخ صهیونیست)، نیرویشان را برعلیه ایران متمرکز کردند که در نتیجه تحریم ها  بر ایران اعمال شد.

با توجه به نکته فوق کاملا آشکار می شود که چرا اکنون مسئله بر داشتن تحریمها به سرعت پیش میرود.

داستان سبزها، دولت روحانی و رابطه آن با اسرائیل

در دومین دوره دوم انتخابات ریاست جهموری احمدی نژاد، یک جناح بصورت کاملا ً آشکار در تظاهرات بر علیه احمدی نژاد و دولت او شعار هائی دادند و تا حد حمله به فلسطین و لبنان پیش رفتند. این جریان که به سبزها معروف شدند مورد حمایت تمام و کمال اسرائیل و مستعمره هایش قرار گرفت.

از زمانیکه که طرفداران همین تفکر( به ریاست جمهوری حسن روحانی)، دولت را به دست گرفته اند به سرعت شعارهای ضد آمریکا و اسرائیل حذف شدند  و در واقع سیاست دولت جدید از ضدیت (حداقل علنی)  با اسرائیل کناره گرفت.

در آخرین مورد که همه داستان کاملا عیان شد حمله ارتش اسرائیل به یک اتوموبیل حامل بعضی سران حزب الله لبنان( مخصوصا ً پسر عماد مغنیه) و یکی از سرداران سپاه بود که آنها همه به قتل رسیدند. ایران شعاری اعتراضی داد و اسرائیل برای اولین بار در طول تاریخش به نوعی معذرت خواهی کرد و گفت که ابدا ً هدفش کشتن این افراد نبوده و اشتباهی رخ داده است!!! که چنین شیوه برخوردی از اسرائیل کاملا تعجب  برانگیز بود؛ ولی هیچ نیرو و یا شخصی عکس العملی  در این خصوص نشان نداد و حرفی و تحلیلی ارائه نکرد. ایران با کمک حزب الله برای انتقام جوئی تنها به یک پاسگاه اسرائیل حمله ضعیفی کرد و اسرائیل نیز هیچ عکس العملی نشان نداد و داستان به همین جا خاتمه یافت. در حالیکه در حالت عادی و در تمام طول تاریخ اسرائیل، این کشور برای کمتر از این چند ده تن را قتل عام می کرد و انتقامی سخت می گرفت.

بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران و با روی کار آمدن آقای حسن روحانی سیاست ایران تغییر کرد.

1- ایران فلسطین را نیمه رها کرد. همین نکته اصلی و کلید حل مشکلات اتمی ایران با غرب است.

2- ایران حزب الله لبنان، سوریه وعراق را به عنوان محور اصلی برای خود حفظ کرد. به این طریق می تواند تا دریای مدیترانه را داشته باشد. ایران در این مدت هیچگاه از فلسطین (برخلاف زمان احمدی نژاد) به عنوان خط قرمز نام نبرد.

اشتباهات و مشکلات عمده فلسطینیان

بزرگترین مشکل فلسطینیان عدم انسجام است. این عدم انسجام در شکل عدم مدیریت واحد و متشکل و عدم داشتن برنامه ای دقیق و منسجم خلاصه می شود.

در میان فلسطینیان نیروهائی که برای کشورهای مختلف مانند عربستان و سایر کشورها ی ثروتمند عربی، ایران، آمریکا و بعضی کشورهای غربی و شرقی و حتی اسرائیل کار، جاسوسی و یا حتی جنگ می کنند وجود دارد.

این آشفته بازار باعث می گردد تا فلسطینیان با مشکل اساسی برای بیرون راندن مهاجمان صهیونیست روبرو باشند. مسلما تا این مشکلات وجود دارد امید چندانی به پیروزی فلسطینیان نمی رود.

پایان سخن

تمام ماجرای اتمی ایران در کلیت و اختصار همین بود.

اسرائیل بر این باور است که با پایان حمایت های ایران از فلسطینیان برای جنگ با اسرائیل، بتواند خود را تثبیت کند.

از جانبی دیگر آمریکا در جنگ های فرسایشی به سرعت از مقام اول و بلا منازع در جهان سقوط کرده و به سرعت به طرف قدرت دوم و حتی پائین تر می رود. این ضربه ای که به آمریکا خورده بازده اش را مستقیما ً به اسرائیل و صهیونیستها نیز منتقل می کند. در نتیجه آنها امیدوارند در یک صلح با ایران به دوران طلائی گذشته باز گردند.

در نتیجه اگر هم اکنون و در جریان مذاکرات اتمی  ایران و 5+1 ، دولتمردان کشورهای اسرائیل، ایران، آمریکا و فرانسه شعارهائی می دهند هدف اشان:

1- شاخ و شانه کشیدن برای یکدیگر است تا امتیاز بیشتری بگیرند.

2- گمراه کردن مردم و حتی سیاسیون کشورها در دره های بالاست تا به نکاتی که در اینجا آورده شد فکر نکنند.

در همین رابطه است که می توان دید چرا مسئله 10 – 15 سال وقفه در مسائل اتمی ایران مطرح میشود. برای یافتن پاسخ باید چند احتمال را در نظر گرفت:

1- تا آن زمان آنقدر علم و سلاح های نظامی بالا می رود که بمب اتمی بی ارزش به حساب می آید.

2- در این مدت اسرائیل آنقدر یهودی وارد و فلسطینی اخراج کرده که دیگر نیروی قابل توجهی درون آن کشور برای مبارزه و بیرون کردن یهودیان و خواستن کشوری فلسطینی وجود ندارد.

اما اسرائیل به واسطه جنگ هائی که در منطقه به راه انداخته نیروهایش (یهودیان) را در کشورهای منطقه از دست داده است؛ زیرا آنها مجبور شدند بعد از این جنگ ها از این کشورها فرار بکنند.

از جانب دیگر کشورهای دیگری مانند روسیه، چین، ایران، هند و… به این نتیجه رسیده اند که برای رهائی از سلطه غارتگران بزرگ صهیونیست راه های عملی پیدا بکنند که اتحاد است.

این اتحاد خود را در بزرگترین و مهم ترین حرکت در تشکیل بانک ها نشان می دهد. تبادلات تجاری بدون نیاز به دلار و بانک های صهیونیستی، اصل رهائی از سلطه و استثمار و استعمار عصر کنونی است. در کنار آن اتحاد های نظامی، تجاری، کمک های صنعتی و علمی از مهم ترین هاست.

بازیهای سیاسی، شطرنجی است که در آن تنها دو نفر بازی نمی کنند بلکه همه کشورها بر سر میز نشسته اند و هرکدام بر مبنای توان خود حرکتی می کنند.

در این بازی هر چند ممکن است حرکتی برای کمک به دوستی باشد ولی شاید در کوتاه و یا دراز مدت به ضرر او تمام بشود.

تنها حرکتی شانس موفقیت دارد که دسته جمعی، بسیار دقیق و هم آهنگ انجام شود.

ژوئن 2105    تیرماه 1394

جنبش روشنفکری – ایران

info@intellectualism-movement-iran.com

www.intellectualism-movement-iran.com

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *